روایتِ یک ویرانی در نگارستان شاهین شهر اصفهان؛ وقتی شایعه، راه را بر آتشنشانی بست
به گزارش خبرنگار گروه استانهای خبرگزاری دانشجو، کافی بود جرقهای از یک شایعه زده شود تا راهی شاهینشهر اصفهان شویم. همه چیز از یک ویدیو و فریادهای شخصی شروع شد که با هیجان رو به دوربین میگفت: «دارند تیراندازی میکنند!» و ادعا میکرد ساختمان پر از نیروی نظامی است. اما وقتی از نزدیک به ماجرا نگاه کردیم، متوجه شدیم این ادعاها یک سناریوی دروغین برای شعلهور کردن خشم بود.
بغض ساختمان؛ وقتی سقفها تابِ گرما را نیاوردند
حالا که وارد ساختمان میشویم، عمق فاجعه بیشتر مشخص است؛ جایی که دیگر شباهتی به یک مرکز اداری ندارد. در سالن اجتماعات، که روزی صدای خنده و برنامههای فرهنگی در آن میپیچید، حالا فقط ردیفهای سیاه و پایههای فلزی صندلیها باقی مانده است.
دفاتر شرکتهای خصوصی که با هزار امید اینجا اجاره شده بودند، خاکستر شدهاند. شدتِ داغیِ آتش چنان بوده که اسکلت فلزی بنا توانش را از دست داده و سقفها اصطلاحاً «شکم دادهاند»؛ گویی خود ساختمان هم زیر این حجم از بیانصافی کمر خم کرده است.
دستانی که برای کمک بسته شد
تلخی ماجرا آنجایی بیشتر میشود که بدانیم ایستگاه آتشنشانی درست در چند قدمی این ساختمان بود. اما از نزدیک شنیدیم که چطور راه را بر ماشینهای امدادی بستند. امدادگرانی که کارشان نجات جان و مال مردم است، در آن لحظات اجازه خروج نداشتند و مجبور شدند از همان فاصله نزدیک، سوختنِ ذرهذره این بنای عمومی را تماشا کنند، بدون اینکه بتوانند حتی یک قطره آب روی شعلهها بپاشند.
حقیقتِ تلخ آدمهایی که روی پشتبام دویدند
تصاویری که رسانههایی مثل «ایران اینترنشنال» پخش کردند و با آبوتاب از حضور نیروهای نظامی گفتند، روایتِ وارونه یک تراژدی بود. واقعیت این است که آن بالا فقط چند نگهبان و پرسنل ساده شهرداری بودند. آنها نه برای جنگ، بلکه برای زنده ماندن و فرار از خفگی ناشی از دود، به پشتبام پناه برده بودند.
هیچ شلیکی در کار نبود؛ آنها فقط میخواستند نفس بکشند. اما دوربین طوری ماجرا را چید که ترسِ این آدمهای گرفتار، به عنوان یک تهدید به خوردِ مخاطب داده شود. حقیقت این است که آنچه در آن لحظات بالای ساختمان دیده میشد، نه اسلحه بود و نه نیروی نظامی، بلکه وحشتِ کارمندانی بود که در میان شعلهها گیر افتاده بودند.
این خاکستر، سهمِ سفره خودِ مردم است
وقتی میان این ویرانهها قدم میزنیم، یک سوال بزرگ باقی میماند: این حجم از تخریب به چه قیمتی؟
این ساختمان نه متعلق به شخص، بلکه بخشی از داراییهای همین شهر و مردم بود که با مالیات و پول خودشان ساخته شده بود. ویران کردن زیرساختهایی که قرار است به مردم خدمت بدهد، نامش اعتراض نیست؛ این زخمی است که بر پیکرِ خاک و سرمایههای ملی ما زده شد.